جعفر شهرى باف
143
طهران قديم ( فارسى )
نماز مسجد قسمت مىكردند و از تكاليف گيرنده بود كه پس از دريافت آجيل بگويد : « خدا مشكل از كارت بگشايد و هر مراد و مطلبى دارى برآورده بكند » . اين آجيل غير از براى پيشآمدهاى بد و گرفتاريها براى كارهاى ديگر نيز مانند سلامت بدن و گشايش كار و وسعت رزق و فرج امام زمان و رواج كسب و كار هم نذر مىشد كه هر اول ماه ادا مىكردند همراه قواعدى ديگر كه بعضى تعداد نذر را معلوم و بعضى بطور دايم و عدهاى بطريق ديگر كه يكى دو نوبت آن را ادا كرده بقيه را براى بعد از روا شدن حاجت ، مىگذاردند ، يا آجيل آن را يك جا خريده نصف آن را پخش كرده نصف ديگر را گرو نگه مىداشتند . عدهاى هم بودند كه اين آجيل از نذور دايمى آنها بود ، با عقيدهى آنكه تا اين نذر در خانوادهء آنها ادا شود از هر گرفتارى و پريشانى در امان ميباشند . خر ناخنكى آجيلفروشى اول بازار كنار خندق كه از پر رونقترين و جالبترين آجيلفروشيهاى شهر بود متأسفانه دكانش رو به قبله نبود و براى رفع اين نقيصه پيشخوان و بساط و ترازوى خود را به طرف قبله قرار داده بود و بر جبران آن نيز قابهاى آياتى از قرآن و شمايلهاى ائمه به ديوار پشت پيشخوان قرار داده گونيها و تشتكها و سبد ، لاوكهاى آجيلها و مغزها را تا وسط بازار رو به جنوب بساط مىكرد ، همراه واقعهء زير و ضرب المثلش كه از بساط كردن اينچنينىاش بوجود ميآيد . در انتهاى اين بازار تيمچهاى بود به نام تيمچهء صدر اعظم « 30 » كه احتياج به مختصر تعمير پيدا مىكند و چندى بوده كه چهارپايانى جهت بردن مصالح و كشيدن خاك بنايى از آن بازار رفت و آمد مىكردهاند . در ميان چهارپايان الاغى بوده كه در هر رفت و برگشت سرى در بساط آجيلهاى آجيلفروشى ، آن هم در مغزها و نخبههايش كرده خورده ، پاشيده با فين و پف خود مقدارى را هم آلوده
--> ( 30 ) . يكى از بهترين و زيباترين تيمچههاى تهران كه در معمارى آن نهايت سليقه و استادى به كار رفته است و متأسفانه فعلا به شكل زنندهاى به صورت حجرات و چلوپزى و قهوهخانه و بارانداز و مثل آن درآمده است .